palette
راهبردهاي مديريت ريسك در روابط بين سازماني: بررسي نقشمتغيرهاي قدرت نامتوازن، وابستگي متقابل و اعتماد

چکیده
از آنجايي كه سازمانها به صورت معمول از مكانيزمهاي كنترل )از قبيل قراردادها( براي مديريت ريسك روابط بين سازماني استفاده مي كنند، هدف اصلي اين پژوهش، بررسي ساير راهبردهاي متصور براي مديريت ريسك در روابط بين سازماني است. اين راهبردها، ايجاد روابط متوازن، ايجاد وابستگي متقابل و اعتماد سازي را در بر ميگيرند. به اين منظور، چند فرضيه و يك مدل پيشنهاد شده است. فرضيه هاي ارائه شده پيرامون اين راهبردها در يك نمونه آماري شامل مديران عالي 112 شركت و با بكارگيري پرسشنامه اي طراحي شده، مورد ارزيابي قرار گرفتند. تحليل داده ها با استفاده از تحليل رگرسيون و تفكيك نمونه ها انجام شد. نتايج تحليل رگرسيون نشان داد، عدم توازن قدرت، يك پيش بيني كننده مثبت براي ادارك ريسك رابطه اي محسوب مي شود. از طرف ديگر با تفكيك نمونه ها به دو دسته با مقادير بالا و مقادير پايين براي متغيرهاي اعتماد و وابستگي، نقش تعديل كننده متغير وابستگي و اعتماد در رابطه قدرت نامتوازن و ادراك ريسك رابطه اي تاييد شد. يافته هاي پژوهش، نشان مي دهد كه در كنار مكانيزمهاي كنترل بايد به ايجاد وابستگي متقابل، ايجاد اعتماد و ايجاد روابط متوازن در مديريت ريسك توجه كرد.
واژگان کلیدی
روابط بين سازماني، ريسك، قدرت، وابستگي متقابل، اعتماد.

ارجاعات
  • در حال حاضر ارجاعی نیست.